علیرضا کریمی

آرمان فلسطین،‌ مسابقه کشتی و چند سوال

صبح دیروز ( پنجم آذر ۹۶) را با دو اتفاق مربوط به فلسطین آغاز کردم. در ابتدا دعوتنامه‌ای از یکی از فعالان مالزیایی حقوق بشر برای شرکت در یک نمایش فیلم خیریه به نفع بورس تحصیلی دانشجویان فلسطینی به دستم رسید که بلافاصله و با خوشحالی از برگزاری چنین رویدادی دعوتش را پذیرفتم. درست دقایقی بعد خبر مسابقه کشتی علیرضا کریمی را خواندم و عمیقا متاثر شدم. حدس زدن واکنش مردم و خصوصا جوانان در شبکه‌های اجتماعی نسبت به این موضوع سخت نبود و با جست‌وجویی کوتاه در توییتر مشاهده کردم احساس سرخوردگی،‌عصبانیت، هیجان‌زدگی به وضوح در رفتارشناسی کاربران قابل مشاهده بود. با دیدن فیلم مسابقه بسیاری از واکنش‌های تندتر کاربران -با آنکه همچنان تاییدشان نمی‌کردم- برایم قابل درک شد. جوانی برومند با تمام کمبودهای امکانات مادی و معنوی و سومدیریت‌های متعدد و با تکیه بر همت بلند و اراده راسخ و بدون رانت و فساد به مرحله‌ای از زندگی حرفه‌ای خود رسیده است که برای همه حریفان او آرزو است و حال « باید ببازد»‌!‌

رویکرد فدراسیون‌های ورزشی ایرانی وآن فعال حقوق بشر مالزیایی را در حمایت از مردم مظلوم فلسطین – که بدون شک از اصولی‌ترین و صحیح‌ترین مواضع خارجی کشورمان است- با هم مقایسه کردم و از خودم پرسیدم چطور می‌شود از عملکرد یکی تا این اندازه خشنود شد و از نتیجه کار دیگری تا این اندازه متاثر؟

در ابتدا از خودم همان سوالی را پرسیدم که به کرات در واکنش‌های مردم در شبکه‌های اجتماعی تکرار شده بود: « وقتی فلسطینی‌ها خودشان در بسیاری ورزش‌ها با اشغالگران هم‌بازی می‌شوند و یا گاها هم‌تیمی می‌شوند چه اصراری به چنین پرهیزی از سوی ماست؟» در فضای هیجانی و عصبی از سو مدیریت صورت گرفته در نگاه اول حرف درستی بنظر می‌رسد اما واقعیت قطعا جز اینست. بایکوت کامل و به رسمیت نشناختن رژیم اشغالگر قدس یک رویکرد سیاسی نیست که با منافع این‌چنینی جمع بسته شود بلکه یک تصمیم برپایه اصول محکم اخلاقی و انسانی است و تا وقتی تغییری در شرایط فی‌مابین فلسطین و اشغالگرانش ایجاد نشود نمی‌تواند که تغییری کند. تحریم همه‌جانبه اسراییل سند افتخار نگاه انسانی و حقوق بشری ایران در مسایل جهانی است، درست همانگونه که ایران اولین کشوری بود که دست به تحریم رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و حمایت از نلسون ماندلا زد، آن هم در شرایطی که دولت ایالات متحده آمریکا نلسون ماندلا را در لیست تروریستی خود جای داده بود. حرف حق را حتی اگر یک نفر بگوید و هیچ‌کس همراهی نکند،‌ باز هم باید گفت. مساله فلسطین صرفا مساله استعمارگری و اختلاف سیاسی نیست،‌ بلکه مساله نپذیرفتن یک رژیم آپارتاید است که علنا بدنبال پاکسازی قومیتی است و ایران بدون شک – حتی اگر یکه و تنها- در سمت درست تاریخ ایستاده است.

حال سوال مهمتری پیش می‌آید:‌«‌ چرا مساله بایکوت اسراییل به جای آنکه مایه افتخار باشد، اینچنین غرور ملی را لکه‌دار کرده است؟‌» و «چرا هیچ کس از ماجرای رخ داده برای علیرضا کریمی خشنود نیست؟»‌ پاسخ روشن است:‌در این ماجرا هم – مانند بسیاری مسایل دیگر- ما مدیران تصمیم‌ساز و مجری‌ای داریم که بویی از سلیقه نبرده‌اند و عزت‌مندانه‌ترین رویکردها را به ذلیلانه‌ترین روش‌ها به اجرا می‌گذارند و والاترین ارزش‌ها را با عملکرد ناصحیح به ضد ارزش تبدیل می‌کنند. اساسا جنس تصمیم ملی اتخاذ شده در مورد بایکوت رژیم آپارتاید اسراییل از جنس نپذیرفتن هژمونی قدرت‌های غربی است،‌ حال آنکه مدیران کارنابلد ورزشی ما بدون درک صحیح از ریشه‌های این رویکرد عزتمندانه و با تسلیم در مقابل نظام حاکم بر مقررات ورزشی جهانی و بدون کوچکترین تلاش و دیپلماسی ورزشی بدنبال آنست تا بین تصمیم کلان کشور و آیین‌نامه‌های فدراسیون‌های جهانی هماهنگی ایجاد کند و نتیجه می‌شود همان تصاویر تاثر برانگیز شب گذشته! هیچ‌کس حق نداشت تا از ورزشکار حرفه‌ای ما بخواهد که « ببازد» چه برسد به « باید ببازی»‌. علیرضا کریمی باید بازی خود را می‌کرد و سربلند و برنده از آن میدان خارج می‌شد و سپس این فدراسیون بود که اعلام می‌کرد با رژیم آپارتاید و کودک‌کش رقابت نخواهد کرد. این قابل قبول نیست در کشوری که ظالمانه‌ترین تحریم‌ها را به جان خریده است اما از اصول خود کوتاه نیامده، بهانه « تعلیق» را مسبب شرایط پیش‌آمده در مسابقه کشتی بدانیم. دستگاه سیاست‌خارجی و بخصوص شاخه دیپلماسی عمومی‌ش نیز در ۴دهه گذشته هیچ‌گاه به کمک نهاد ورزش کشور نیامده تا با ایجاد اجماع در بین تعدادی از کشور‌های اسلامی و اعلام گروهی بایکوت ورزشی اسراییل قدمی در راه اصلاح مقررات بین‌المللی ورزشی بردارد. به تعبیر دیگر، قرار نیست با پاک کردن صورت مساله متحمل « باخت» شویم، بلکه عزت‌مندانه « انصراف» می‌دهیم تا فریاد اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانیم.

بخش دیگری از واکنش‌های اولیه به این اتفاق نیز به موضوع « حق انتخاب ورزشکار» اختصاص داشت. واقعیت آنست ورزشکار در این مورد از آنجا که نشان ملی بر تن دارد و نماینده رسمی یک کشور است،‌ نمی‌تواند تصمیم شخصی بگیرد و می‌بایست در چارچوب تصمیمات حاکمیتی عمل کند. ناگفته پیداست بحث‌هایی همچون «نظرخواهی مستقیم از مردم»‌ هم که محصول فضای احساسی است راه حلی برای موارد اینچنینی نیست. حاکمیت باید مورد تایید مردم و پاسخگوی به ملت  باشد،‌ اما این متفاوت از آنست که باید تمام تصمیمات حاکمیتی را به رای بگذارد که اگر چنین شود چند درصد مردم به پرداخت مالیات و چندبرابر شدن یارانه‌ها رای خواهند داد و البته به جد معتقدم در مورد بایکوت رژیم کودک‌کش اسراییل نتیجه رجوع به آرای مردمی تفاوتی با شرایط امروز نخواهد داشت.

در دنیای امروز جنگ روایت‌ها مهمتر از خود میدان جنگ است و معتقدم تلخی ماجرای علیرضا کریمی و موج ناراحتی ایجاد شده به هیچ وجه به نفع آرمان فلسطین نیست که ضربه‌ای به آن نیز بحساب می‌آید. تحمیل « باخت» به یک جوان شایسته و برومند، فاصله بسیار زیادی با رویکرد عزتمندانه و حق‌طلبانه اصیل ایران در مناقشه خاورمیانه دارد.

5 دیدگاه برای “آرمان فلسطین،‌ مسابقه کشتی و چند سوال

  1. مسئله اینجاست که فدراسیون های ورزشی حساسیت شدیدی روی وارد شدن سیاست به ورزش دارند و در صورتی که ورزشکار ما حاضر به مسابقه با ورزشکار رژیم اسرائیل نشود و دلیل آن را به رسمیت نشناختن این رژیم اعلام کند فدراسیون تعلیق می شود. یکی از مسائلی که بار ها به آن اشاره شده همین است که ورزشکاران ما به بهانه مصدومیت یا مسمومیت و چنین چیزهایی معمولا در مسابقه برابر ورزشکاران اسرائیلی حاضر نمی شوند. بدیهی ست که وقتی دلیل ترک زمین مان را مصدومیت اعلام می کنیم تاثیری که خواستار آنیم را نمی گذاریم. اگر قصد به اعلام دلیل اصلی هم باشد باید ورزش مان را تعطیل کنیم چون به هر حال اسرائیل ورزشکارانی دارد که در مسابقات حاضر می شوند. راه حلی باید یافت تا نه سیخ بسوزد و نه کباب. هم ما به همین منوال بر مشروعیت این رژیم خط بطلان بکشیم و هم ورزشکارانمان قربانی نشوند.

    1. سلام
      همانطور که در متن سعی کردم اشاره کنم، گره از اینکار صرفا با اجماع چند کشور اسلامی ممکن است باز شود، در غیر اینصورت ادامه وضع موجود نقض غرض هست

  2. سلام
    بازم راه حلی ارائه نشد که بتونه وضعو بهتر کنه.
    اگر فدراسیون اعلام کنه که با نماینده اسراییل بازی نمیکنه که به جرم رفتار سیاسی اصلا تعلیق میشه یا شاید هم اجازه بازی از تیم ملی مون سلب بشه. در واقع با تمارض و بهانه های دیگه و اخیرا هم با باخت، فقط سعی میشه جلو اسراییل قرار نگیریم. در هیچ تریبون بین المللی هم جرات ندارن بگن که ما عمدا با اسراییل مسابقه نمیدیم. خب وقتی هیچ جا نتونیم نیتمون رو اعلام کنیم فایده ش چیه؟ این سوال اصلی است که مخاطب انتظار داره کسی بهش جواب بده. از شما هم انتظار میره
    با تشکر

    1. سلام
      من هم سعی کردم در متن نسبت به رویه موجود که عملا نقض غرض هست اعتراض کنم. راهکارم هم برای جلوگیری از تعلیق اعلام گروهی کشورهای اسلامی بود که امکان تعلیق چندین کشور بطور همزمان عملا وجود نداره

  3. حرفهاتون قشنگه اما دو غلط در متن هست به نظرم.
    ۱- مشکل این جاست که شما نگاه آرمانگرایانه دارید و برای همین از “سمت درست تاریخ” و نگاه “عزتمندانه” حرف می زنید و انتظار دارید معترضان هم همین نوع نگاه رو داشته باشند. فکر می کنم الان برای بعضی از مردم ایران به ویژه کسانی که سن پایینتری دارند این نگاه قدیمی و تکراری و بیهوده شده است.
    ۲- فکر می کنید در یک ساختار سالم اعتماد دو طرفه بین مردم و حکومت با رای گیری درباره ی مالیات و یارانه مشکلی پیش می آید؟ خب همین جا نگه دارید! شما احتمالا در دل می دانید که این اعتماد وجود ندارد و برای همین معتقدید رای گیری در مسائل حکومتی صحیح نیست!
    موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *